جمعه, 04 خرداد 1397


باسلام و احترام
جناب آقای کیایی نژاد نماینده محترم ساوجبلاغ و طالقان،


ما مردم روستای کماکان طالقان به خاطر احداث سد طالقان و عدم دریافت حقوق بحق خود و عدم اسکان مردم روستای کماکان (که با هفتصد سال قدمت از نقشه جغرافیا حذف گردید) در روستایی جدید از سوی سازمان آب منطقه ای تهران،مدت ده سال است آواره ایم.ولی با اینکه از نهاد ریاست جمهوری،قوه قضاییه،و دفتر حضرتعالی و استانداری ها و فرمانداری های تهران و البرز،مکررا پیگیری کرده ایم و در حالیکه تمامی احکام صادره از سوی دادگاه صالح طالقان به نفع روستاییان صادر گردیده هنوز هیچ پاسخی دریافت نکرده ایم.
پس آقای کیایی نژاد،چرا دفترتان را به خاطر ما مردم آواره روستای کماکان تعطیل نمی کنید که سازمان آب منطقه ای تهران حقوق ما راپرداخت نماید؟؟
ما هم جزئی از همان مردم هستیم و به شما رأی داده ایم. به فریاد ما برس آقای کیایی نژاد…!
با تشکر
مسعود طیبی

لقب مردم این روستا (( شیخان )) است و در برگیرنده ی صفات نیکو و ایمان آنان به دین اسلام


در سال 1384 با آبگیری سد طالقان این روستا زیر آب رفت و سی و پنچ خانوار از سکنه آن مجبور به کوچ اجباری و دائمی شدند و هر کدام در مکانی دیگر سکنی گزیدند .

با وجود باقیماندن بخشی از مزارع نزدیک سد طالقان متعلق به آنان اجازه احداث بنا و ساختن منازل جدید و احیا روستا ی اجدادی به آنها داده نشده است تا آنها بتوانند در  نزدیکی روستای جند صد ساله خود سکنی گزیدند و هویت خود را حفظ و دچار فشار روحی نشوند .

تبار : طیبی - جز دره ای ( مهاجرت از روستای آرموت ) - اسماعیلی و .......

مزارع : خورانلو - خره الیاس - اسپی چال - گاو شانی - پساچین - پشت باغان

کماکان کوه ندارد . آیش بو و دارای 9 نوبت آب

 

برگرفته از کتاب گویش و فرهنگ طالقان

نوستالوژی وطن بومی بعد ازیک غربت ناشی از کوچ اجباری


نوستالوژی وطن بومی بعد ازیک غربت ناشی از کوچ اجباری آنقدر شدید است که آثارتخریبی آن بر روان اگر چه به چشم نمی آید ولی قابل پیش بینی نیست. یونگ، این انسان شناس قرن بیستمی باور دارد که زندگی در برگها جریان ندارد بلکه زندگی در ریشه ادامه می یابد اگر غیر از این بود درختان می بایست در زمستان خشک می شدند. درخت با ریشه کن شدن خشک می شود جوامع انسانی درست بمانند زندگی درخت ادامه ی حیات می دهند. یکی از صورت های که در ناخودآگاه هر انسانی ریشه دارد و از مشترکات روان جمعی است ،آن چنان پایدار و ایستاست که در هیچ زمانی از لوح ضمیر هک نمی شود؛ زادگاه انسان است.

یکی از راههای دست یابی به ناخودآگاه، رویاست، اگر از کسانی که موطن خویش را به هر دلیلی ترک کرده اند، وزمانی طولانی را بدور از موطن خویش سپری کزده اند، بپرسیم، آیا تاکنون خواب سرزمین ترک شده ی خویش را دیده اید؛ یقینا جوابی این گونه می شنوید که هر بار همان فضای قدیمی در رویامان ظاهر می شود. بیشتر فضا و محیط دوره ی کودکی بجا می ماند چون این دوران از پایدارترین دوران های عمر انسان است. به راستی اگر مردمی به یک باره زادگاه خویش را به هر انگیزه ای، ترک کنند چه پیامدی می تواند به دنبال داشته باشد؟ شاید یکی از دستاوردهای این روند، گسیختکی و از هم پاشیدگی روابط عاطفی از همان اجتماعی است که در سایه ی برکت آن جماعتی با همه ی فراز و نشیبها زندگی می کردند و ریشه می دوانیدند و اکنون به درختی می مانند که از ریشه جدا شده اند.

 

سد طالقان که می تواند برای کشور مفید واقع شود و برای رشد و توسعه ی شهرستان بازوی بسیار قوی باشد، تجربه ی تلخی را به همراه داشت ، و آن کوچ اجباری اهالی روستای کماکان بود. زیرا روستا پس از ترک نابهنجار و دردناک اهالی به یکباره در آب مدفون شد و به تاریخ پیوست. اهالی روستا به تعاقب آن مدتی هاج و واج بر خاطرات به آب افتاده ی خویش حسرت خوردند و دریغ. اینک متنی که در پی می خوانید از زبان روستاست که از سر سوز نگاشته ام، تا شاید ذره ای از اندوه بجا مانده از نیش غربت اهالی کماکان را التیام بخشم و دگر هیچ..

 

 دل نوشته ی یک طالقانی  

 

من روستاي كماكانم، به جا مانده از گردش روزگارانم، همراه با قدمت و تاريخ و سرگذشت ساكنانم، با حافظه­ي مدفون شدگانم، خواب­هاي سرد زمستانم، جنب و جوش تابستانم، غوغاي كوچه بازي كودكانم، معصوميت وپاكي عروسانم، شيون عزادارانم، نگاه خسته­ي پيرزنانم، چشمان اميدوار عاشقانم، پيچش پيچك بوستانم، وزش نسيم صبح­دمانم، هل هله ­ي شادي­ بخش دخترانم، ستيغ خورشيد پگاهانم، هجوم كولاك زمستانم، چروك پيشاني كشاورزانم، تنور پر لهيب نان­پزانم، عطر دلاويزتازه نانم، خواب خرگوشي گندمزارانم، شكوفه­ هاي پرسخاوت بهارانم، ريزش موسيقي­ وار بارانم، غروبستن بلورآجين شبنم صبح­دمانم، قنديل­ هاي آويز يخ از كوهسارانم، شقايق­ هاي سرخ دشت و دمانم، سفيد پوش شدن يك شب برفي زمستانم، ركوع و سجود ساكنانم، ناله­ هاي زير نيايش مومنانم، سرسبزي مخمل­ وار كشتزارانم، سر به فلك سودن درختانم، به ثمر نشستن شاخكانم، سرخي سيب سهيل يمانم، ماغ كشيدن غروب گاوانم، زاد و ولد گوسفندانم، سرود پر ترنم عندليبانم، بار غربت مردمانم، ذوق آمدن مسافرانم، خنده­هاي مستانه­ي جوانانم، اشك­هاي ريخته­ي به دامانم، مزار متبرك رفتگانم، جشن پرشور عيد باستانم، افطار و سحرخيزي رمضانم، هل هله ­ي مراسم حنابندانم، شب نشينيهاي بله برانم، تعليم و درس معلمانم، اشتياق به مدرسه­ ي كودكانم، با همه­ ي توش و توانم، رنج و گنج نهانم، اكنون اي عزيزانم، با همه­ ي آرزوهاي آرزومندانم، براي هميشه خدا حافظ، آنك به زير سد نهانم.

 

 

این تصویر هم زمان تخریب عکسبرداری شده است .